داستان رویان
کتاب داستان رویان، روایت تاریخ شفاهی از اقدامات دکتر سعید کاظمی آشتیانی در پژوهشگاه رویان از تأسیس تا تثبیت و پیشرفت است. این کتاب، خاطرات ناب و منتشر نشده از روند شکلگیری پژوهشگاهی را روایت میکند که موفق به درمان ناباروری و سلول درمانی و شبیهسازی شد.
بخشی از متن کتاب:
پس از جنگ تحمیلی، عدهای جوانِ از جنگ برگشته، دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند مجموعهای را راهاندازی کنند که برای اولین بار مشکل «نازایی» را در کشور حل میکرد. انگیزه آنها برای حرکت، امید به توشه آخرتی بود که از ثمره تلاششان فراهم میآمد. سالها بعد از آن، همه تصمیمات و اقدامات و رنجها، نتیجه کارشان نماد پیشرفت ایران شد و به باز کردن گره زندگی خانوادههای گرفتار انجامید.
بهمن سال ۶۹ بود. زمستان آن سال، فعالیت مؤسسە رویان به صورت غیررسمی آغاز شده بود. در یکی از روزهای بهمن که (عمل تخمکگیری) قرار بود با حضور دکترالحسنی اولین پانکچر در مؤسسە رویان انجام شود، به خاطر برف زیادی که در منطقە زعفرانیه بر زمین نشسته بود، ماشینهای حمل گازوئیل نمیتوانستند تا ساختمان رویان بیایند و به خاطر نبودن گازوئیل برای موتورخانه، ساختمان سرد شده بود.
شب قبل از عمل دکترکاظمی، رئیس مؤسسە رویان، با همکارانش از حدود یک کیلومتری مؤسسه، جایی که ماشینهای حمل گازوئیل توقف کرده بودند، گازوئیلها را با پیتهای بیست لیتری حمل میکردند و به مخزن گازوئیل میرساندند تا ساختمان برای فردا گرم باشد این کار تا نزدیک صبح طول کشید.
به هر زحمتی که بود، کم کم مقدمات درمان اولین بیمار نابارور فراهم میشد. ِ زمان زیادی نگذشت. یک سال بعد از تأسیس رسمی رویان، درمان ناباروری نتیجه داد و اولین نوزاد به دنیا آمد. همزمان امید هم در با روش آی وی اف شکفت. اولین نوزاد لقاح آزمایشگاهی، سیمین نام گرفت؛ خانوادە رویان همنام با کوچهای که ساختمان کوچک رویان در آن واقع بود. آن روز فقط اهالی کوچه نبودند که صدای گریههای سیمین را شنیدند، بلکه طنینش تا آنجا رفت که مسئولان گفتند: «در زعفرانیه بمانید.»
با تولد سیمین، دومین شرط بنیاد مستضعفان هم محقق شد و بچههای رویان در زعفرانیه ماندگار شدند.