عماریار
عماریار
موضوع
|
|
|
آموزش
|
کتاب
|
اکران
|
|
بلاگ
خانه
آموزش
کتاب
اکران
مشارکت و همکاری
موضوع
استکبار جهانیاستکبار اقتصادیاستکبار سیاسیاستکبار فرهنگی و رسانه‌ایتقابل با آزادی خواهانحقوق بشر آمریکاییاقتصادیتولید و کارآفرینیحمایت از کالای ایرانیراهبردهای اقتصادیفقر و فاصله طبقاتیانقلاب اسلامیتقابل با استکبار جهانیحوادث دهه شصتدستاوردهای انقلاب اسلامیامنیتیسرمایه‌های انسانیسیاستعلومدفاع مقدسروایت فتحمادران و همسران شهدانقش بانوان در جبههدهه فجرروابط بین المللشهدای ترورصدور انقلاببیداری اسلامیمحور مقاومتمدافعان حرمفتنه 88فعالیت های مردمیاردوهای جهادیبسیججهاد سازندگیمبارزات قبل از انقلابنفوذنقد درون گفتمانینقد اقتصادینقد سیاسی و قضایینقد فرهنگی و اجتماعیتاریخیتاریخ تمدنتاریخ سیاستتاریخ علومدانش و فناوریانرژی هسته ایبرق و فناوری اطلاعاتخودروسازیسایر علومصنایع نظامیفضانظام آموزشیسبک زندگیآداب و رسومبحران جمعیتتربیت فرزندتشکیل خانوادهریحانهعفاف و حجابفرهنگ عمومیسرگرمیسلامت و تندرستیامنیت غذاییپزشکیطب سنتیشخصیت نگارادیان و مذاهبدانشمندانسیاستمدارانشاعران و هنرمندانشهدا و رزمندگانمردمیورزشکارانمحیط زیستانسان و طبیعتحیوانات و طبیعتکشاورزی و دامپرورینهضت مردمیآئین‌های مذهبیاسلام هراسیتبلیغ اسلامدست هم رو بگیریمروحانیت و طلابسیره علماکرونا و مامسجد محوروحدت و تقریب مذاهبورزش و تندرستیی- کلبه کرامت
ژانر
قالب
مادر جبهه ها
5.00
تماشا
اگر قبلا این اثر را خریده اید، ابتدا از اینجا وارد حساب خود شوید.
تماشا
امکان تماشای این فیلم میسر نیست
دانلود
شما در هر روز، مجاز به دانلود (اشتراکی) تنها دو اثر می‌باشید.
برای مشاهده لینک های دانلود، به پنل کاربری و بخش دانلودها مراجعه کنید.
دانلود این فیلم امکان‌پذیر نمی‌باشد.
اگر قبلا این اثر را خریده اید، از اینجا مشاهده کنید.
0%
(0)
رای

مادر جبهه ها

شهرام میراب‌اقدم
' 26
1389
فارسی
بالای 13 سال

مستند «مادر جبهه‌ها» روایت زندگی نخستین زنی است که پس از آزادسازی خرمشهر، وارد خاک این شهر شد.
مرحومه زهرا محمودی به روزهای آغازین جنگ و اشتیاق خود برای رفتن به خط مقدم جبهه اشاره میکند و این‌که در آن زمان به مجلسی رفت و درخواست خود را برای رفتن به خط مقدم جبهه اعلام کرد.ایشان می‌گوید: بار اول به اهواز رفتم، فرمانده سپاه علت آمدن به جبهه را پرسید و من هم در جواب گفتم که آمده‌ام با رزمنده‌ها صحبت کنم، کمک کنم و به آنها روحیه بدهم.

...

مادر جبهه ها

مستند مادر جبهه ها روایت. زندگی نخستین زنی است. که پس از آزادسازی خرمشهر. وارد خاک این. شهر شد.

مرحومه زهرا محمودی. طی مصاحبه‌ای که. پیش از بازگشت به. دیار باقی داشت. از خاطرت خود در. خط مقدم جبهه‌ها.

گفت. به گزارش خبرنگار. خبرگزاری دانشجویان ایران. (ایسنا)، علاوه بر «شیرزنی. به نام مادر جبهه‌ها». مستندی دیگر.

درباره مرحومه محمودی. در قالب برنامه «به سوی ظهور». ساخته شده که پخش این. مستند از تلویزیون. با مراسم.

خاک‌سپاری آن مرحومه.

هم‌زمان شد. مرحومه زهرا محمودی. به روزهای آغازین جنگ. و اشتیاق خود برای رفتن. به خط مقدم جبهه. اشاره می‌کند.

و این که در آن زمان. به مجلسی. رفت و درخواست خود. را برای رفتن به خط مقدم. جبهه اعلام کرد. که نهایتا مرتضی رضایی.

و محسن رضایی. هرکدام یک کارت. برای تردد او در جبهه. صادر کردند. وی می‌گوید. بار اول به اهواز رفتم. فرمانده سپاه علت.

آمدن به جبهه را پرسید. و من هم در جواب گفتم. که آمده‌ام با رزمنده‌ها. صحبت کنم، کمک کنم. و به آنها روحیه بدهم. اولین.

محلی که زهرا محمودی.

در اهواز رفت‌. سوسنگرد بود. او می‌گوید. در این محل برای. رزمنده‌ها کادو. زیر پیراهن. آجیل و عکس امام. می‌بردیم. کادو می‌کردیم.

و به هرکدام از آنها یکی. از این هدایا را می‌دادیم. این زن ایثارگر با بیان. این که در مسجد محل. زندگی‌اش در زمان جنگ. ستادی برای.

کمک به رزمنده‌ها. تشکیل داده بود. می‌افزاید: پیش‌نماز مسجد. به من کاغذی می‌داد. که بتوانم از. شرکت‌ها و کارخانه‌ها.

قند و اقلام مورد. نیاز را بگیرم تا با آنها. برای رزمنده‌ها مربا. حلوا و ترشی. درست کنم. در زمان جنگ. با دو تن آرد.

ساعت حلوا درست می‌کردم.

و در جعبه‌هایی که متن. صحبت‌های امام. (ره) نیز در آنها بود. می‌گذاشتم و این بسته‌ها. را فقط به رزمنده‌هایی.

بودند، می‌دادم. زهرا محمودی سپس. به این‌ مساله اشاره می‌کند. که وقتی پیش رزمنده‌ها. می‌رفته، آن‌ها.

می‌شدند و. روحیه می‌گرفتند. او در این زمینه. اظهار می‌کند: برای. رزمنده‌ها صحبت می‌کردم. و می‌گفتم شما.

این امام زمان. است که شما را. حمایت می‌کند. یک شب خوابیدن. شما در جبهه مانند. ۷۰ سال عبادت است.

دست رزمنده‌ها. را می‌بوسم.

من هم کنیز شما هستم. و دستتان را می‌بوسم. مرحومه محمودی. ‌که اولین زنی بوده‌. که وارد خرمشهر. شده ‌است.

جنگی برای کمک. به رزمنده‌ها از جمله. مریوان، سردشت، بانه. ارومیه و آبادان. رفته‌ است. وی می‌گوید: برای.

پول می‌گرفتم. نزدیک به ۶ کیلو طلا گرفتم. مردم به من اطمینان داشتند. و برای کمک به رزمنده‌ها. هرچه در توان.

با کمک مردم. سه تن آجیل خریدم. و حتی اگر بچه‌ خودم. هم می‌خواست از. آجیل‌ها بخورد، می‌گفتم. اول پولش.

مردم برای رزمنده‌ها داده‌اند.

زهرا محمودی. ادامه می‌دهد. از تبریز ۲۰ کیلو گل ‌محمدی. می‌خریدم، مربا درست. می‌کردم و می‌بردم. به خط.

وقتی رزمنده‌ها. هوس کله‌پاچه می‌کردند. من به اهل محل می‌گفتم. که اگر کسی نذر دارد. پول گوسفند. را بدهد.

برای بچه‌های. رزمنده ببرم. با پول‌هایی که جمع. شد ۱۳ گوسفند خریدم. و به آشپزخانه‌ی. دکتر چمران بردم. و گفتم.

کله‌پاچه‌شان. را به خودم بدهید. و گوشتش را بین. رزمنده‌ها تقسیم کنید. وقتی کله‌پاچه. را آماده کردیم. و ۷ صبح.

بردیم، رزمنده‌ها. باور نمی‌کردند. و خیلی. خوشحال شدند.

 

 

تهیه کننده :
تهیه شده :
گزارش خطا
محصولات پیشنهادی
نظرات کاربران
اولین دیدگاه را برای اثر (مادر جبهه ها) بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • عالی

  • 00:00:00
    00
    00