عماریار
|
|
|
کتاب
|
اکران
|
مشارکت
|
بلاگ
ورود / عضویت
خرید اشتراک
کد تخفیف معلمان
خانه
کتاب
اکران
مشارکت
موضوع
استکبار ستیزیمبارزات آزادی خواهان در سراسر جهانمبارزات ملت ایران بعد از انقلابمبارزات ملت ایران در عصر طاغوتمبارزات ملت های مسلماناقتصادیاقتصاد مقاومتی و دانش بنیانالگوها و نمونه های جهانیتروریسم اقتصادیحمایت از کالای ایرانیانقلاب اسلامیحوادث دهه شصتدستاوردهای انقلاب اسلامیدفاع مقدسسیره شهدا و روایت عملیات هامادران شهدانقش بانوان در عرصه جهادسایرشهدای ترورفتنهمبارزات علیه رژیم طاغوتتاریخیتاریخ اسلامتاریخ ایرانتاریخ جهانجبهه مستضعفینبیداری اسلامیتقریب مذاهبجبهه مقاومتمدافعان حرمفرهنگی و اجتماعیآموزشیاسلام هراسیاعیاد و سوگواری هااربعیناعیاد ائمه معصوم (ع)اماکن متبرکسوگواری ائمه معصوم (ع)ریحانهسبک زندگی و خانوادهسراب رسانهطنزفعالیت های خودجوش مردمیملت قهرمانجهاد علمیما می توانیممبارزه با استکبارهمدلی و ایثارنقد درون گفتمانیعدالتخواهی اقتصادیعدالتخواهی سیاسیعدالتخواهی فرهنگی و اجتماعیعدالتخواهی قضایی
تماشا
اگر قبلا این اثر را خریده اید، از اینجا مشاهده کنید.
تماشا
امکان تماشای این فیلم میسر نیست
دانلود
شما در هر روز، مجاز به دانلود (اشتراکی) تنها دو اثر می‌باشید.
برای مشاهده لینک های دانلود، به پنل کاربری و بخش دانلودها مراجعه کنید.
دانلود این فیلم امکان‌پذیر نمی‌باشد.
اگر قبلا این اثر را خریده اید، از اینجا مشاهده کنید.

وُد – قسمت2 | عماریار

ابوالفضل منافی‌پور
' 32 دقیقه
1398

مستند «وُد»، با توجه به نقش و جایگاه علامه فقیه امینی در تبیین اصول حب و بغض ولایت امیرالمومنین و وحدت جامعه اسلامی، این مستند به معرفی علامه امینی به عنوان اسطوره ی غیرت شیعی در جهان تشیع و مرجع و پایه گذار وحدت بین جامعه ی شیعی و سنی می پردازد.

  • عبدالحسین امینی معروف به علامه امینی، نویسنده کتاب الغدیر، فقیه، محدثپ، متکلم، مورخ، نسخه‌شناس و از علمای بزرگ شیعه در قرن ۱۴ق. او علاوه بر نگارش آثار مهم علمی، کتابخانه امیرالمؤمنین(ع) را در نجف تاسیس کرد که حاوی ۷۰ هزار نسخه خطی است.

وُد - قسمت2

مستند وُد - قسمت2 با توجه به نقش و جایگاه علامه فقیه امینی در تبیین اصول حب و بغض ولایت امیرالمومنین و وحدت جامعه اسلامی، این مستند به معرفی علامه امینی به عنوان اسطوره ی غیرت شیعی در جهان تشیع و مرجع و پایه گذار وحدت بین جامعه ی شیعی و سنی می پردازد. عبدالحسین امینی معروف به علامه امینی، نویسنده کتاب الغدیر، فقیه، محدث ، متکلم، مورخ، نسخه‌شناس و از علمای بزرگ شیعه در قرن ۱۴ق. او علاوه بر نگارش آثار مهم علمی، کتابخانه امیرالمؤمنین(ع) را در نجف تاسیس کرد که حاوی ۷۰ هزار نسخه خطی است. عبدالحسین امینی معروف

به علامه امینی( ۱۲ تیر ۱۳۴۹ش، ۲۸ ربیع الثانی ۱۳۹۰ق)،

نویسنده کتاب الغدیر، فقیه، محدث، متکلم، مورخ، نسخه شناس و از علمای بزرگ شیعه در قرن ۱۴ق. او علاوه بر نگارش آثار مهم علمی، کتابخانه امیرالمؤمنین(ع) را در نجف تاسیس کرد که حاوی ۷۰ هزار نسخه خطی است. عبدالحسین امینی معروف به علامه امینی نویسنده کتاب «الغدیر»، فقیه، محدث، متکلم، مورخ، نسخه شناس و از علمای بزرگ شیعه در قرن ۱۴ قمری است. او علاوه بر نگارش آثار مهم علمی، کتابخانه امیرالمؤمنین (ع) را در نجف تاسیس کرد که حاوی ۵۰۰ هزار عنوان کتاب

در زبان های مختلف و حدود ۷۰ هزار نسخه خطی

است. شاهکار جاودانه اش الغدیر؛ کاری بس دشوار می نماید و در این مجال محدود و اندک نیز غیر ممکن به نظر می رسد. لکن مقاله حاضر بر آن است تا به مصداق» آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید «ما را با زندگی؛ خصوصیات و ویژگی های اخلاقی؛ آرمان ها و ساحت های پنهان و کمتر گفته شده زندگی آن بزرگمرد؛ بهتر و بیشتر آشنا سازد. استاد مرتضی مطهری متن حاضر بخشی از کتاب «الغدیر و وحدت اسلامی (شش مقاله)» استاد شهید مطهری است که به تبیین وحدت اسلامی

و رویکرد کتاب شریف الغدیر

نسبت به مسئله وحدت می‌پردازد. کتاب شریف الغدیر موجی عظیم در جهان اسلام پدید آورده است. اندیشمندان اسلامی از زوایا و جوانب مختلف: ادبی، تاریخی، کلامی، حدیثی، تفسیری، اجتماعی بدان نظر افکنده‌اند. آنچه از زاویه اجتماعی می‌توان بدان نظر افکند، «وحدت اسلامی» است. مصلحان و دانشمندان روشنفکر اسلامی عصر ما، اتحاد و همبستگی ملل و فرق اسلامی را، خصوصاً در اوضاع و احوال کنونی که دشمن از همه جوانب بدان‌ها هجوم آورده و پیوسته با وسایل مختلف در پی توسعه خلافات کهن و اختراع خلافات نوین است، از ضروری‌ترین نیازهای اسلامی می‌دانند. اساساً چنانکه می‌دانیم وحدت اسلامی و اخوّت اسلامی سخت مورد عنایت و اهتمام شارع مقدس اسلام بوده و

از اهمّ مقاصد اسلام است.

قرآن و سنت و تاریخ اسلام گواه آن می‌باشد. از این رو برای برخی این پرسش پیش آمده که آیا تألیف و نشر کتابی مانند الغدیر - که به هر حال موضوع بحث آن کهن‌ترین مسئله اختلافی مسلمین است- مانعی در راه هدف مقدس و ایده آل عالی «وحدت اسلامی» ایجاد نمی‌کند؟ ما لازم می‌دانیم مقدمتاً اصل مطلب را (یعنی مفهوم و حدود وحدت اسلامی) را روشن کنیم، سپس نقش کتاب شریف الغدیر و مؤلف جلیل القدرش علامه امینی رضوان اللّه علیه را توضیح دهیم. وحدت اسلامی مقصود از وحدت اسلامی چیست؟

آیا مقصود این است: از میان مذاهب اسلامی

انتخاب شود و سایر مذاهب كنار گذاشته شود؟ یا مقصود این است كه مشتركات همه مذاهب گرفته شود و مفترقات همه آنها كنار گذاشته شود و مذهب جدیدی بدین نحو اختراع شود كه عین هیچ یك از مذاهب موجود نباشد؟ یا اینكه وحدت اسلامی به هیچ وجه ربطی به وحدت مذاهب ندارد و مقصود از اتحاد مسلمین اتحاد پیروان مذاهب مختلف در عین اختلافات مذهبی، در برابر بیگانگان است؟ مخالفین اتحاد مسلمین برای اینكه از وحدت اسلامی مفهومی غیرمنطقی و غیرعملی بسازند، آن را به نام وحدت مذهبی توجیه می‌كنند تا در قدم اول با شكست مواجه گردد. بدیهی است كه منظور علمای روشنفكر اسلامی از وحدت اسلامی، حصر مذاهب به یك مذهب و یا اخذ مشتركات مذاهب و طرد مفترقات آنها- كه نه معقول و منطقی است و نه مطلوب و عملی- نیست. منظور این دانشمندان متشكل شدن مسلمین است در یك صف در برابر دشمنان

مشتركشان. این دانشمندان می‌گویند

مسلمین مایه وفاق‌های بسیاری دارند كه می‌تواند مبنای یك اتحاد محكم گردد. مسلمین همه خدای یگانه را می‌پرستند و همه به نبوت رسول اكرم ایمان و اذعان دارند، كتاب همه قرآن و قبله همه كعبه است، با هم و مانند هم حج می‌كنند و مانند هم نماز می‌خوانند و مانند هم روزه می‌گیرند و مانند هم تشكیل خانواده می‌دهند و داد و ستد می‌نمایند و كودكان خود را تربیت می‌كنند و اموات خود را دفن می‌نمایند و جز در اموری جزئی، در این كارها با هم تفاوتی ندارند. مسلمین همه از یك نوع جهان بینی برخوردارند و یك فرهنگ مشترك دارند و در یك تمدن عظیم و باشكوه و سابقه‌دار شركت دارند. وحدت در جهان بینی، در فرهنگ، در سابقه تمدن،

در بینش و منش، در معتقَدات مذهبی،

در پرستش‌ها و نیایش‌ها، در آداب و سنن اجتماعی خوب، می‌تواند از آنها ملت واحد بسازد و قدرتی عظیم وهایل به وجود آورد كه قدرت‌های عظیم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمایند، خصوصاً اینكه در متن اسلام بر این اصل تأكید شده است. مسلمانان به نصّ صریح قرآن برادر یكدیگرند و حقوق و تكالیف خاصی آنها را به یكدیگر مربوط می‌كند. با این وضع چرا مسلمین از این همه امكانات وسیع كه از بركت اسلام نصیبشان گشته استفاده نكنند؟ از نظر این گروه از علمای اسلامی، هیچ ضرورتی ایجاب نمی‌كند كه مسلمین به خاطر اتحاد اسلامی، صلح و مصالحه و گذشتی در مورد اصول یا فروع مذهبی خود بنمایند،

همچنان كه ایجاب نمی‌كند كه مسلمین درباره اصول و فروع

اختلافی فیمابین بحث و استدلال نكنند و كتاب ننویسند. تنها چیزی كه وحدت اسلامی، از این نظر، ایجاب می‌كند، این است كه مسلمین- برای اینكه احساسات كینه توزی در میانشان پیدا نشود یا شعله‌ور نگردد - متانت را حفظ كنند، یكدیگر را سبّ و شتم ننمایند، به یكدیگر تهمت نزنند و دروغ نبندند، منطق یكدیگر را مسخره نكنند و بالاخره عواطف یكدیگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند و در حقیقت- لااقل- حدودی را كه اسلام در دعوت غیرمسلمان به اسلام لازم دانسته است، درباره خودشان رعایت كنند: اُدْعُ اِلی سَبیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِیَ اَحْسَنُ (نحل ـ 125) برای برخی این تصور پیش آمده كه مذاهبی كه تنها در فروع با یكدیگر اختلاف دارند، مانند شافعی و حنفی،

می‌توانند با هم برادر باشند

و با یكدیگر در یك صف قرار گیرند، اما مذاهبی كه در اصول با یكدیگر اختلاف نظر دارند به هیچ وجه نمی‌توانند با یكدیگر برادر باشند. از نظر این دسته، اصول مذهبی مجموعه‌ای بهم پیوسته است و به اصطلاح اصولیون از نوع «اقل و اكثر ارتباطی» است، آسیب دیدن یكی عین آسیب دیدن همه است. علی هذا آنجا كه مثلاً اصل «امامت» آسیب می‌پذیرد و قربانی می‌شود، از نظر معتقدین به این اصل، موضوع وحدت و اخوّت منتفی است و به همین دلیل شیعه و سنی به هیچ وجه نمی‌توانند دست یكدیگر را به عنوان دو برادر مسلمان بفشارند و در یك جبهه قرار گیرند، دشمن

هركه باشد. گروه اول به این گروه

پاسخ می‌دهند، می‌گویند: دلیلی ندارد ما اصول را در حكم یك مجموعه بهم پیوسته بشماریم و از اصل «یا همه یا هیچ» در اینجا پیروی كنیم. اینجا جای قاعده «اَلْمَیْسورُ لایَسْقُطُ بِالْمَعْسور» و «ما لایُدْرَكُ كُلُّهُ لایُتْرَكُ كُلُّه» است. سیره و روش شخص امیرالمؤمنین علی علیه السلام برای ما بهترین و آموزنده‌ترین درسهاست. علی علیه السلام راه و روشی بسیار منطقی و معقول كه شایسته بزرگواری مانند او بود اتخاذ كرد. او برای احقاق حق خود از هیچ كوششی خودداری نكرد، همه امكانات خود را به كار برد كه اصل امامت را احیا كند، اما هرگز از شعار «یا همه یا هیچ» پیروی نكرد. برعكس، اصل «ما لایدرك كلّه لایترك كلّه» را مبنای كار خویش قرار داد. علی در برابر ربایندگان

حقش قیام نكرد و قیام نكردنش اضطراری

نبود، بلكه كاری حساب شده و انتخاب شده بود. او از مرگ بیم نداشت، چرا قیام نكرد؟ حداكثر این بود كه كشته شود. كشته شدن در راه خدا منتهای آرزوی او بود. او همواره در آرزوی شهادت بود و با آن از كودك به پستان مادر مأنوس‌تر بود. علی در حساب صحیحش بدین نكته رسیده بود كه مصلحت اسلام در آن شرایط، ترك قیام و بلكه همگامی و همكاری است. خود كراراً به این مطلب تصریح می‌كند. در یكی از نامه‌های خود به مالك اشتر (نامه 62 از نامه های نهج البلاغه) می‌نویسد: فَأمْسَكْتُ یَدی حَتّی رَأیْتُ راجِعَةَ النّاسِ قَدْ رَجَعَتْ عَنِ الْاِسْلامِ، یَدْعونَ اِلی مَحْقِ دینِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، فَخَشیتُ اِنْ لَمْ اَنْصُرِ الْاِسْلامَ وَ اَهْلَهُ اَنْ اَری فیهِ ثَلْماً اَوْ هَدْماً تَكونُ الْمُصِیْبَةُ بِهِ عَلَیَّ اَعْظَمَ مِنْ فَوْتِ وِلایَتِكُمُ الَّتی اِنَّما هِیَ مَتاعُ اَیّامٍ قَلائِلَ. من اول دست خود را پس كشیدم، تا دیدم گروهی از مردم

از اسلام بازگشتند و مردم را به نابودی

دین محمد صلی الله علیه و آله دعوت می‌كنند. پس ترسیدم كه اگر به یاری اسلام و مسلمین برنخیزم شكاف یا انهدامی در اسلام خواهم دید كه مصیبت آن از فوت خلافت چندروزه بسی بیشتر است. در شورای شش نفری پس از تعیین و انتخاب عثمان به وسیله عبدالرحمن بن عوف، علی علیه السلام شكایت و هم آمادگی خود را برای همكاری اینچنین بیان كرد: لَقَدْ عَلِمْتُمْ اَنّی اَحَقُّ النّاسِ بِها مِنْ غَیْری، وَ وَ اللّهِ لَاُسَلِّمَنَّ ما سَلِمَتْ اُمورُ الْمُسْلِمینَ وَ لَمْ یَكُنْ فیها جَوْرٌ اِلّا عَلَیَّ خاصَّةً (نهج البلاغه، خطبه 72) شما خود می‌دانید من از همه برای خلافت شایسته‌ترم، و حال به خدا قسم مادامی كه كار مسلمین روبراه باشد و رقیبان من تنها به كنار زدن من قناعت كنند و تنها شخص من مورد ستم واقع شده باشد، مخالفتی نخواهم كرد و تسلیم خواهم بود. اینها می‌رساند كه علی اصل «یا همه یا هیچ» را در این مورد محكوم می‌دانسته است. نیازی نیست درباره روش و سیره

علی علیه السلام

در این موضوع بیشتر بحث شود، شواهد و دلایل تاریخی در این زمینه فراوان است. علامه امینی اكنون نوبت آن است كه ببینیم علامه بزرگوار آیت‌اللّه امینی، مؤلف جلیل القدر الغدیر، از كدام دسته است و چگونه می‌اندیشیده است؟ آیا ایشان وحدت و اتحاد مسلمین را تنها در دایره تشیع قابل قبول می‌دانسته‌اند، یا دایره اخوّت اسلامی را وسیعتر می‌دانسته و معتقد بوده‌اند اسلام كه با اقرار و اذعان به شهادتین محقق می‌شود، خواه ناخواه حقوقی را به عنوان حق مسلمان بر مسلمان ایجاد می‌كند و صله اخوّت و برادری كه در قرآن به آن تصریح شده، میان همه مسلمین محفوظ است. علامه امینی به این نكته كه لازم است نظر خود را در این موضوع روشن كنند و اینكه

نقش الغدیر در وحدت اسلامی چیست

آیا مثبت است یا منفی، خود كاملاً توجه داشته‌اند و برای اینكه از طرف معترضان- اعمّ از آنان كه در جبهه مخالف خودنمایی می‌كنند و آنهایی كه در جبهه موافق خود را جا زده اند- مورد سوء استفاده واقع نشود، نظر خود را مكرّر توضیح داده و روشن كرده اند. علامه امینی طرفدار وحدت اسلامی هستند و با نظری وسیع و روشن بینانه بدان می‌نگرند. معظم له در فرصت‌های مختلف در مجلدات الغدیر این مسئله را طرح كرده‌اند و ما قسمتی از آنها را در اینجا نقل می‌كنیم: در مقدمه جلد اول اشاره كوتاهی می‌كنند به اینكه الغدیر چه نقشی در جهان اسلام خواهد داشت. می‌گویند: «و ما این همه را خدمت به دین و اعلای كلمه حق و احیای امت اسلامی می‌شماریم. »
تهیه کننده :
سال تولید :
زمان اثر :

32 دقیقه

کیفیت :

در سه کیفیت (Full HD – HD – نسخه تلفن همراه)

گزارش خطا
نظرات کاربران
اولین دیدگاه را برای اثر (وُد – قسمت2) بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

00:00:00
00
00