زینب شفیع نادری
اخبار و فضای مجازی پر شده از رویدادهای ملتهب جامعه. محتواها زیادی را بالا و پایین کردم تا بالاخره خیلی اتفاقی به این مستند رسیدم؛ اثری که میتوانست نمونه یا پاسخ درخوری برای کلمات سردرگم ذهنم باشد.
تهران دمشق، روایت حضور سیدمحمدعلی صدرینیا در خاک سوریه است؛ سوریهای که آشوب و جنگ را پشت سر گذاشته و فضای متفاوتی را در آن زمان رقم زده است. صدرینیا در جای به جای سوریه قدم بر میدارد و با هر قشری از مردم همکلام میشود. از عابری در کنار خیابان تا پرستاری در میان درمانگاه یا حتی مغازه داری در بازار. این مستند از مردمی میگوید که شعارشان این است:وطن غالية يا جماعه* ، از مردمی که بعد از جنگ و آشوب آبدیده و فهمیده شده بودند. این محصول ساخت ۱۳۹۷، در ذیل نشان دادن اوضاع سوریه پس از آشوب داخلی و نهایتا جنگ، به اوضاع ایران نیز در سال ۱۳۹۶ و اتفاقات و حوادث من جمله درگیری ها و نزاع های داخلی، تهدیدات و پیش بینی های دشمن از اینکه انقلاب ۴۰ ساله نخواهد شد، دخالت همه جانبه تمامی گروه های دشمنان، تفرقه پراکنی ها و... میپردازد. سازنده این مستند، تلاش دارد تا با نشان دادن اوضاع سوریه بعد از آشوب های داخلی و سپس جنگ، خواب دشمن را برای ایران برملا سازد و نشان بدهد که اگر بصیرت در کار نباشد و غفلت در جامعه حکم فرما شود، باعث نابودی کشور و سلطه زورگویان بر خاک خواهد شد. نقش پررنگ نفوذ و انحراف مسیر در تمامی زمینه ها به خصوص دین و سیاست مسئله مهمی بود که نسبت به آن پرداخت خوبی صورت گرفته بود.
سیدمحمدعلی صدرینیا به طرز ماهرانهای توانسته حقایق و اسناد اتفاقات و حوادث را در کنار تجربه زیسته و روایت شفاهی مردم کنار هم بیاورد تا به درک مخاطب کمک کند.
این مستند، سندیست همیشه به روز و تازه برای نشان دادن آنچه ما بین ایران و جهان میگذرد.
این روزها به ایران که از هر جانبی مورد هجوم و درگیریست زیاد فکر میکنم. کلید واژه های ذهنم با دیدن این مستند، بیشتر چشمک میزنند.
دوتا تصویر جلوی چشمم نمایان میشوند. تصویر تهران، تصویر دمشق...
*: وطن گران بهاست، ای مردم!