جای هفده شهریور در سینما خالی‌ست

نویسنده کتاب «محبوبه صبح» در‌ گفتگو با راه‌نوشت مطرح کرد:

جای هفده شهریور در سینما خالی‌ست

| سه‌شنبه 17 شهریور 1405 | مدت زمان مطالعه : 3 دقیقه
راضیه تجار، نویسنده کتاب «محبوبه صبح» که از رمان‌های محبوب و پرتیراژ نوجوانان بوده، در مصاحبه‌ای عنوان کرد: «سوژه‌هایی همچون هفده شهریور از چشم هنرمندان مغفول مانده است.»

سرکار خانم راضیه تجار یکی از نویسندگان توانمند جبهه‌ی انقلابند که آثار خاص و زیبایی را به رشته‌ی تحریر درآورده‌اند. علی الخصوص در زمینه‌ی زندگی شهدا و ایثارگران، ایشان سابقه‌ی نگارش آثار مهمی را دارند که از جمله‌ی آنها می‌توان به کتاب‌های "اسم تو مصطفاست" و "محبوبه‌ی صبح" اشاره کرد.
کتاب محبوبه‌ی صبح، زندگینامه‌ی داستانی دختری هفده ساله با روحیه‌ی انقلابی‌ست که در قائله‌ی ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ با شلیکی از فاصله‌ی نزدیک به شهادت رسید؛ شهیده محبوبه دانش.
به بهانه‌ی سالروز قیام خونین هفده شهریور، مهمان نویسنده‌ی این کتاب ارزنده هستیم به صرف چند پرسش و پاسخ.
بطور کلی و معمول، خاطرات کمتر و دسترسی سخت‌تری به اطلاعات شهدای پیش از انقلاب وجود دارد و بجز چهره‌های معدود شناخته شده، کمتر به آنها پرداخته می‌شود. آیا سوژه‌ی کتاب محبوبه‌ی صبح را خودتان می‌شناختید یا از طرف انتشارات یا نهاد خاصی معرفی شد؟ تجربه‌ی خودتان از کار روی این سوژه در قیاس با شهدای پس از انقلاب چه بود؟
در یک مقطع زمانی، از طرف دفتر امور زنان ریاست جمهوری با تعدادی از نویسندگان زن تماس گرفته شد و برای جلسه‌ای گرد هم آمدیم. در آن جلسه نام تعدادی از زنان ارائه شد تا درمورد هرکدام که تمایل داریم، بنویسیم. این زنان، هریک به دلایلی شاخص بودند. من شهلا ده‌بزرگی و محبوبه دانش را انتخاب کردم. اولی، اولین زن خلبان ایران(قبل از انقلاب) و دومی، دختری هفده ساله که انگیزه‌ی مبارزاتی داشت. انتخابم به همین سادگی بود. جرئت و جسارت و متفاوت بودن برایم مهم بود. چنین شد که با وجود اطلاعات کمی که طی مصاحبه‌ی اندک به دستم رسید، کار را شروع کردم. و مثل همیشه با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کردم. و خلاءهای موجود را هم با قوه‌ی تخیل و استفاده‌ی بهینه از هنر داستان‌نویسی پر کردم. بی‌آنکه تحریفی داشته باشد.این سوژه‌ها برایم تفاوتی با سوژه‌های بعد از انقلاب نداشتند. وقتی سوژه‌ای انتخاب می‌کنم، با همه‌ی وجود درمورد آن می‌نویسم. خصوصا که در محبوبه‌ی صبح، مضمون اصلی شهادت است و در بانوی آبی‌ها(کتاب زندگینامه شهلا ده‌بزرگی) هم برادر شخصیت اصلی شهید شده.

باتوجه به اینکه ما در محبوبه‌ی صبح با یک رمان با نثر روان مواجهیم، چطور توانستید نسبتی صحیح میان خاطرات و مستندات با درام و تخیل ایجاد کنید تا هم حقیقت روایت شود و هم تعلیق و کشش و شیرینیِ داستان محفوظ بماند؟
من در حقیقت یک زندگینامه‌ی داستانی نوشتم. چون روایت صرف را دوست ندارم، لذا برای روایت زندگی شخصیت، از عناصر داستانی استفاده کنم. البته در درجه‌ی اول باید با شخصیتم همذات‌پنداری کنم. من از نثر داستانی، صحنه و نیم‌صحنه، تعلیق، پرداخت بهینه و طرح هوشمندانه استفاده کردم و به سمت بیان هنری رفتم تا نوشته را از خشکی، روایت خطی و عدم جاذبه دور کنم‌.
از تجربه‌ی نگارش زندگی یک شهید نوجوان برایمان بگویید. این اختلاف سنی بین خودتان و سوژه، ایجاد دشواری نکرد؟
من با دوره‌ی قبل از انقلاب ناآشنا نیستم. شخصیت نوجوانانه‌ی محبوبه دانش را هم کاملا درک کردم. او با الهام از یکی دونفر از نزدیکانش، دست به مبارزه‌ی سیاسی می‌زند. باتوجه به سنش، مثل یک ساقه‌ی ترد و جوان است در فضای سخت و خشونت‌باری که اینطور کارها را برنمی‌تابید. لذا پیامد کارش یک هجوم سخت است یعنی در هفده شهریور به او از فاصله‌ی نزدیک شلیک می‌شود.
آیا نسل نوجوان امروز که مخاطب اصلی کتاب محبوبه‌ی صبح در نظر گرفته می‌شوند، توانسته‌اند با روایت زندگی نوجوانی از نسلی قدیمی‌تر ارتباط برقرار کنند؟
چاپ‌های متعدد این کتاب، نشان از اقبال نسل نوجوان امروز دارد که در خودشان مشترکاتی با امثال محبوبه دانش احساس می‌کنند. همچنین کتاب مورد توجه نسل دیروز هم قرار گرفته است. باتوجه به بازخوردهای حضوری و تلفنی که از این افراد دریافت کردم، متوجه شدم کسانی که از دوره‌ی نوجوانی عبور کرده‌اند نیز با این کتاب ارتباط خوبی برقرار کرده‌اند.
واقعه‌ی هفده شهریور، هم از نظر تاریخی و جنایتی که در آن رقم خورده اتفاق مهمی‌ست و هم از نظر درام و عاطفی ظرفیت بسیار بالایی دارد. بنظر شما دلیل مغفول ماندن این واقعه بین روایت‌های داستانی مکتوب و تصویری(فیلم و سریال) چیست؟

بله واقعه‌ی هفده شهریور حقیقتا واقعه‌ی مهمی بود. من خودم همراه با خانواده در آن حادثه حضور داشتم. آن زمان، برایمان جای سوال بود که چه اتفاقی درحال وقوع است اما اصلا پیش‌بینی نمی‌شد که حمله‌ای صورت بگیرد. من همراه خانواده در نزدیکی میدان ژاله بودم که حمله از بالا و از زمین شروع شد و به سختی پناه گرفتیم.با وجود اینکه این واقعه از نظر تاریخی و جنایی خیلی مهم بود اما باتوجه به وفور اتفاقات و حوادثی که بعد از آن رقم خورد، شدت گرفتن تظاهرات، انقلاب، شهادت بسیاری از هموطنان، مسئله‌ی منافقین و...، این حادثه‌ی بزرگ، مقداری مغفول ماند و هنوز هم جا دارد بسیاری از نویسندگان رویکرد ویژه‌تری نسبت به این واقعه داشته باشند و آثار متعددی در این زمینه ارائه شود؛ چه در حوزه‌ی داستان، چه سریال و فیلم سینمایی.البته بسیاری از فیلمسازان، فیلمنامه‌نویسان و داستان‌نویسان، به وقایع تاریخی-قبل و بعد از انقلاب- توجه داشته‌اند و سعی کردند این وقایع را مغفول نگذارند.

اما مهم این است کاری که ارائه می‌شود، کار ضعیفی نباشد. حداقل متوسط رو به بالا باشد. چرا که شاهدیم بعضی از آثار ارائه شده کیفیت مطلوب را نداشته‌اند و حق مطلب در آنها ادا نشده است. بنابراین توصیه‌ام به کسانی که به وقایع تاریخی رویکرد و توجه ویژه دارند این است که حداقل یک ارتباط قلبی، باورمندی و تعهد نسبت به آن اتفاق داشته باشند و از نظر هنری هم آن وجوه مثبت لازم را در خود ببینند و بعد بروند این وزنه‌ها را بلند کنند. چون ضعیف ارائه دادن هنر نیست. چه در فیلم و چه در داستان باید به گونه‌ای روایت کرد که اثر بتواند مخاطب را جذب کند و مانایی داشته باشد. این خیلی مهم است. و اگر کسی این توانایی را در خود نمی‌بیند، نباید این سوژه‌ها را زخمی کند. البته این وقایع به وسعت یک اقیانوس‌اند و هرکس می‌تواند گوشه‌ای از آن را بردارد و برداشت خود را ارائه دهد. اما این برداشت و روایت باید به گونه‌ای باشد که برای مخاطب، ارزش خواندن یا دیدن را داشته باشد 

یکی از مسائل مهم برای تبیین و روایت حقایق تاریخی در قالب داستان، آمیخته کردن آنها با درام است. ارزیابی شما از عملکرد جریان داستان‌نویس و فیلمنامه‌نویس در این زمینه چیست و خودتان چه راهکار و پیشنهادی برایش دارید؟بسیاری از سوژه‌ها روی زمین مانده و باید سراغشان رفت اما در شرایطی که بچه‌های نویسنده با عشق و شور درحال یادگیری هستند یا کسانی هستند که مراحل آموزش را گذرانده و توانایی بالایی دارند و می‌خواهند کار کنند، باید پشتیانی هم بشوند. وقتی نوقلم‌های توانمند چه در حوزه‌ی داستان کوتاه چه داستان بلند، وارد فضای تولید اثر می‌شوند و پس از تولید، نمی‌دانند باید با آثار خود چه کار کنند، کار نیمه‌تمام می‌ماند.بسیاری از هنرجوهایی که من پرورش داده‌ام و می‌دهم و آثار قابل اعتنایی نوشته‌اند، با چنین مشکلی مواجه‌اند که جایی که حمایت درستی بکند وجود ندارد و باید خودشان هزینه کنند. این یک معضل است.بخاطر موقعیت اقتصادی بسیاری از ناشران از نبود یا گرانی کاغذ و مسائل چاپ و...می‌گویند و گره اصلی بیشتر مادی‌ست و باعث می‌شود نويسندگان نوقلم، خودشان مجبور به هزینه شوند.حمایت از این افراد باید بصورت جدی صورت بگیرد تا قبل از اینکه وقایع تاریخی قدیمی‌تر از اولویت کنار روند و ظرفیت عمیق آنها نادیده گرفته شود و وقایع جدید مورد توجه قرار گیرند، فرصت روایت آن ظرفیت‌های ارزشمند فراهم شود.

نظر مخاطب
راه نوشت راهی برای عبور از سینمای سانسور. اینجا محصولات عماریار را تحلیل می‌کنیم، با نگاهی نو درباره مستندها، فیلم‌ها و سریال‌ها می‌نویسیم و جدیدترین مطالب مربوط به جبهه فرهنگی انقلاب را دنبال می‌کنیم.
تهران، بلوار کشاورز، خیابان ۱۶ آذر، روبروی خیابان پورسینا، پلاک ۶۰ تلفن: 42795910-021