ایده کار کردن این مستند چطور به ذهن شما رسید؟
یادم هست یک روز به این فکر میکردم که «آیا در طول این هفتاد و خوردهای سال، رژیم صهیونیستی کاری کرده که منافع آمریکا به خطر بیفتد؟ آیا به آمریکا و منافعش حمله کرده؟» و دیدم بله. مثلاً در جنگ ششروزه بین اعراب و رژیم صهیونیستی، این رژیم به یک ناو آمریکایی که در دریای مدیترانه حضور داشت و کارش شنود بیسیم دو طرف درگیری بود، حمله کرد؛ ناو لیبرتی. بسیاری از ملوانان و نیروهای آمریکایی در این حمله کشته و زخمی شدند. فکر میکنم در حدود ۱۷۰ نفر کشته و زخمی شدند.
برایم جالب شد وقتی دیدم رژیم صهیونیستی این حمله را خطای خلبانانش اعلام کرده بود. چیزی که در این سالها بارها و بارها از صهیونیستها و رسانههای جریان اصلی بارها و بارها شنیدهایم. این شد که کمی روی این عملیات رسانهای حساس شدم و پیگیری کردم و دیدم این الگو همیشه تکرار شده است. هرجا که صهیونیسم در تنگنا قرار گرفته، یک راهبرد داشته است: جنگ، درگیری و بعد جنجال رسانهای. تا اینکه رسیدم به واقعه یازده سپتامبر.
من آن سال ۱۸ یا ۱۹ ساله بودم که اخبار تصاویر حمله به برجهای تجارت جهانی را نشان داد. شوکهکننده بود. یادم است تا چند روز قبل از آن، تلویزیون همیشه اخباری در مورد دوربان و کنفرانس سازمان ملل پخش میکرد. یک مرتبه همهچیز تحتالشعاع آن حمله قرار گرفت. طبق الگویی که اسرائیلیها داشتند، حتماً در یک جای این پازل قرار میگرفتند. اما خب، اثبات این قضیه خیلی راحت نیست؛ اصولاً صهیونیستها در آمریکا نفوذ زیادی دارند، حتی دسترسی به منابع خیلی راحت نیست. این شد که تلاش کردم این الگو را نمایش بدهم. هرچند فکر میکنم خیلی هم موفق نبودم.
چیزی که خیلی جالب بود، اینکه آنها همیشه الگوهایشان را با کمی تغییر و با رفع اشکالاتشان تکرار میکنند. آخرین و پیچیدهترین عملیاتی که آنها انجام دادند، مربوط به انفجار پیجرها بود. شاید لازم باشد چندین و چند مقاله به این موضوع پرداخته شود تا ابعاد آن روشن شود. رژیم غاصب کار بزرگی انجام داده و نمیشود منکر آن بود. ولی این کار بزرگ یکشبه خلق نشده است و عقبهای دارد. پشتش یک تجربه بزرگ قرار دارد. پس لازم بود کمی در مورد نمونه عملیاتهایی که صهیونیستها در آنها شکست خوردهاند، تحقیق کنم. و باز در این مسیر هم به واقعه یازده سپتامبر میرسیم.
پیش از سپتامبر خونین مستندی کار کرده بودید؟
من پیش از این مستند، در سال ۹۸ یک مستند کوتاه دیگر ساخته بودم. اثری تاریخی در مورد یک تمدن که حالا دیگر هیچ ردی از آن نیست؛ تمدن کارتاژیان. نام اثر هم «هولوکاست یک تمدن» بود.
برای تصاویر آرشیوی بیشتر سراغ چه منابعی رفتید؟
من از اینترنت استفاده کردم. منتهی روزی که کار را شروع کردیم، وسط جنگ رمضان بود و اینترنتها قطع بود. خب، بههرحال تا حدودی آنچه لازم داشتیم را از اینترنت و سایتهای آمریکایی جمعآوری کردیم.
در به دست آوردن تصاویر آرشیوی به چه چالشهایی برخورد کردید؟
چالشها خیلی زیاد بودند؛ از جمله قطعی یا کندی اینترنت خودم. شرایط تحریم هم باعث میشد نتوانم به منابع اصلی بهراحتی دسترسی داشته باشم. حذف و از دسترس خارج شدن بعضی از تصاویر، منابع و فیلمها توسط خود غربیها هم مشکل دیگری بود.
علاوه بر آن، برخی از سایتها نیاز به پرداخت هزینه داشتند و میدانید که ما در ایران امکان پرداخت دلاری هزینه و دریافت آرشیو را هم نداریم.
منابع داخلی چطور؟
به طور کلی منابع داخلی یا ضعیف هستند یا تکراری.
یعنی همهی آنچه میخواستید در نهایت اتفاق نیفتاد؛ درست است؟
در طرح اولیه من، مصاحبه با کارشناسان بود؛ مخصوصاً کارشناسان خارجی. خبرنگاران و کارشناسان امنیتی که در حال حاضر خیلیهایشان بازنشسته هم شدهاند. که باز بهخاطر شرایط پیشآمده، امکان انجام مصاحبهها فراهم نشد.
قرار شد از هوش مصنوعی برای بازسازی بعضی از صحنهها که هیچ عکس و فیلمی پیدا نکردیم، استفاده کنیم که باز این کار هم نشد؛ در نهایت باعث شد فیلمنامه را تغییر دهیم و زمان فیلم از ۴۰ دقیقه به ۲۹ دقیقه کاهش پیدا کرد.
کار تدوین مستند را خودتان انجام دادید؟
متأسفانه بله. کار تدوین را خودم انجام دادم که از چالشبرانگیزترین مراحل بود. فکر میکنم یکی از ایرادات اصلی کار، همین تدوین باشد که آن هم دلایل خاص خودش را دارد. من خیلی تلاش کردم کار حداقل استانداردهای یک مستند آرشیوی را داشته باشد که خب آن چیزی که انتظار داشتم، از آب درنیامد.
پس اگر به عقب برمیگشتید کار تدوین را خودتان انجام نمیدادید.
قطعا نه. البته روی تدوین کار حتما نظارت میکردم.
آیا برنامهای برای شرکت دادن این اثر در جشنوارهها دارید؟
در مورد شرکت اثر در جشنواره پرسیدید؛ خیلی دوست دارم اثر دیده شود. نه برای دریافت جایزه یا تقدیر و تشکر، نه. دوست دارم فیلم توسط مخاطب دیده شود. بازخورد مخاطب به بهبود این اثر و آثار بعدی هم کمک میکند. شاید هم کمی به دانش آنها افزوده شود.
در کل به نظرم این امکان وجود دارد که ما تولیدات استانداردی بسازیم و آنها را در سطح بینالمللی پخش کنیم. جای فیلمسازان ایرانی و روایت ما از وقایع مهم در دنیا خیلی خالی است. اتفاقاتی افتاده که شاید اگر ما آنها را بر اساس روایت خودمان نمایشی کنیم، شاید بتوانیم اثرگذاری زیادی در جهان داشته باشیم.