واکاوی حمله پیجری در لبنان؛ بازخوانی ابعاد انسانی فاجعه

دوربین رانیا خالک در جستجوی حقیقت؛ روایت قربانیانی که در میان جنگ فراموش شدند

واکاوی حمله پیجری در لبنان؛ بازخوانی ابعاد انسانی فاجعه

| شنبه 28 شهریور 1405 | مدت زمان مطالعه : 2 دقیقه
در بازه زمانی پس از واقعه پیجرها در لبنان، خلأ بزرگی در میان آثار مستند و داستانی دیده می‌شود. با وجود گذشت زمان، کمتر اثری توانسته با دقت و وسواس کافی، به چرایی، چگونگی و ابعاد پنهان این حمله بپردازد؛ به‌ویژه در پاسخ به این پرسش کلیدی که چه لایه‌هایی از جامعه لبنان در این انفجارها بیش از همه آسیب دیدند و به جای اهداف نظامی، به قربانیان بی‌دفاع تبدیل شدند. مستند «حمله پیجری» یکی از کامل‌ترین آثاری است که تلاش می‌کند با تمرکز بر ابعادی که اغلب در میان هیاهوی اخبار سیاسی گم می‌شوند، تصویری متفاوت از این واقعه ارائه دهد.

پیش از هرچیز باید بدانیم که جنایت انفجار پیجرها که در سپتامبر ۲۰۲۴ رخ داد، یکی از پیچیده‌ترین و وحشیانه‌ترین حملات سایبر-فیزیکی در تاریخ معاصر است. در این عملیات، رژیم صهیونیستی با استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته و احتمالاً دستکاری در زنجیره تأمین، باعث انفجار گسترده و همزمان هزاران دستگاه پیجر و بی‌سیم در میان اعضای گروه‌های مقاومت و مردم عادی در لبنان شد. این حمله نه تنها باعث کشته شدن صدها نفر و مجروح شدن هزاران تن دیگر شد، بلکه با ایجاد وحشت گسترده برای مردم جهان، مرز میان تجهیزات نظامی و ابزارهای ارتباطی غیرنظامی را به شکلی بی‌رحمانه در هم شکست.

میان تیتر/ وقتی زاویه دید به کمک روایت می‌آید

نقطه قوت و شاید مهم‌ترین ویژگی این مستند، انتخاب هوشمندانه «زاویه دید» است. کارگردان به جای تمرکز بر استراتژی‌های نظامی یا تحلیل‌های ژئوپلیتیک سرد، روایت را از دریچه چشم قربانیان بنا کرده‌ است. این زاویه دید، لایه انسانی فاجعه را عریان می‌کند؛ قربانیانی که در میان آن‌ها، حضور کودکان، نوجوانان و شهروندان عادی که هیچ ارتباطی با ساختارهای جنگی ندارند، بیش از هر چیز خودنمایی می‌کند. مستند نشان می‌دهد که برخلاف ادعاهای نظامی، در این حملات مرز میان میدان جنگ و حریم خصوصی زندگی‌های عادی، به طور کامل فرو ریخته است و نظامیان، تنها اقلیت کوچکی در میان این سیل عظیم از آسیب‌دیدگان محسوب می‌شوند.

این واقعیت تلخ، مستقیماً با پروپاگاندای سیستماتیک رژیم صهیونیستی در تقابل قرار می‌گیرد. رژیم اشغالگر همواره با تکیه بر شعارهای حقوق بشری و ادعای «هدفمند بودن عملیات‌ها»، تلاش می‌کند در عرصه‌های بین‌المللی این روایت را ترویج کند که اسرائیل صرفاً به اهداف نظامی ضربه می‌زند و از آسیب رساندن به غیرنظامیان پرهیز می‌کند. این ادعای پوچ، همواره با واقعیت‌های خونین میدان در تضاد بوده است.

مستند «حمله پیجری» با بازنمایی دقیق این تراژدی، پرده از این ریاکاری برمی‌دارد. این اثر ثابت می‌کند که استفاده از تکنولوژی‌های نوین برای ایجاد انفجار در ابزارهای ارتباطیِ مردم، دقیقاً برخلاف تمام اصول حقوق بین‌الملل، یک نوع جنگ تمام‌عیار علیه توده مردم است. اسرائیل با این اقدام، بار دیگر نشان داد که در مسیر تحقق جنایات جنگی خود، هیچ محدودیتی برای هدف قرار دادن غیرنظامیان قائل نیست و ادعاهای حقوقی‌اش، تنها پوششی برای تداوم سیاست‌های تهاجمی و کشتار سازمان‌یافته است.

میان تیتر/ لبنان از نگاه لبنان

در ساختار روایی این اثر، حضور رانیا خالک(Rania Khaleq) برجسته است؛ خالک که سال‌هاست پژوهش‌های عمیقی در زمینه تحولات ژئوپلیتیک منطقه انجام می‌دهد، این بار با رویکردی آگاهانه، سراغ یک مستند پژوهش‌محور رفته است. حضور او به مخاطب این اطمینان را می‌دهد که در این مستند با درک عمیق از پیچیدگی‌های سیاسی لبنان روبه‌روست.

جالب توجه است که این مستند، به جای اتکا به آرشیوهای خبری دوردست، از خاک لبنان برخاسته است. عملیات تصویربرداری که به طور کامل در میان همان جغرافیای آسیب‌دیده انجام شده، به اثر «اصالت»می‌دهد. حضور فیزیکی دوربین در محیط، فاصله میان مخاطب و فاجعه را از بین برده و اجازه می‌دهد تماشاگر، اتمسفر سنگین و غم‌انگیز پس از انفجارها را با تمام وجود حس کند.

از منظر فنی، مستند از ابزارهای سینمایی برای تقویت بار دراماتیک روایت به شکلی هوشمندانه بهره گرفته است. میزانسن‌های دقیق و کارگردانی کنترل‌شده بخشی از بار روایت‌گری را بر دوش می‌کشد.

علاوه بر این، فرآیند تدوین در این اثر، نقش کلیدی در مدیریت ضرب‌آهنگ روایت ایفا می‌کند. تدوینگر با استفاده از کات‌های دقیق و گذار میان تصاویر آرشیو و مصاحبه‌های ضبط‌شده، توانسته است میان «واقعه» و «پیامد» پیوندی ناگسستنی برقرار کند. این تدوینِ هدفمند، نه تنها به قصه‌گویی کمک می‌کند، بلکه با ایجاد ریتمی سنگین و تأمل‌برانگیز، مخاطب را وادار می‌کند تا در هر لحظه، عمق فاجعه و پیامدهای انسانی این حملات را بازاندیشی کند.

میان تیتر/ مرزبندی برای انسانیت

وقتی از حوادثی چون حملات پیجری سخن می‌گوییم، یک اصل بنیادین و انسانی در میان است: «هیچ کشوری، با هیچ عنوانی، حق ندارد جان شهروندان دیگر را به بازی بگیرد یا آن‌ها را در معرض خطر قرار دهد.» اینکه رژیمی با استفاده از ابزارهای غیرنظامی، دست به چنین حملات گسترده‌ای می‌زند، تکان‌دهنده و فراتر از تصور است؛ این اقدام، شوک بزرگی به وجدان‌های بیدار جهان است. واقعاً سرچشمه این وقاحتِ تمام‌نشدنی کجاست؟ آیا نمی‌توان این حجم از بی‌رحمی را با هیچ واژه‌ای جز «تروریسم» توصیف کرد؟

اگر به تعاریفِ نهادهای حقوق بشری بنگریم، تروریسم یعنی «ایجاد وحشت و هراسِ سازمان‌یافته». پس وقتی کشتار غیرنظامیان و تهدیدِ مستقیمِ مردم عادی را شاهد هستیم، چگونه می‌توان از سکوتِ نهادهای بین‌المللی گذشت؟ آیا این واقعیت که حتی در واکنش به چنین فجایعی، سیاست‌های سازمان ملل تغییر نمی‌کند، نشانی از فروپاشیِ نظامِ ارزش‌های جهانی نیست؟ این همان گزاره‌ی تلخ و غم‌انگیزی است که در پایان مستند نیز با تلخی یادآوری می‌شود: «تا به امروز، حتی یک بیانیه بین‌المللی هم اسرائیل را محکوم نکرده است.»

مردم غرب آسیا اکنون بیش از هشت دهه است که با چنین رژیمِ پلیدی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ آنها برای مقاومتشان در رسانه‌ها محکوم می‌شوند و در این میان، سیاست‌های خصمانه و تبعیض‌آمیزِ بسیاری از کشورهای اروپایی را نیز تحمل می‌کنند. در تمام این سال‌ها، آنچه از حقوق بشر به این مردم رسیده، چیزی جز سایه‌ی سنگینِ تحریم‌ها، ترورها و بمب‌ها نبوده است. شاید اینجا باید همان جمله از کتاب مشهور جورج اورول را به کار برد؛ اینکه در صحن سازمان ملل، «همه برابرند اما برخی برابرترند.»

نظر مخاطب
راه نوشت راهی برای عبور از سینمای سانسور. اینجا محصولات عماریار را تحلیل می‌کنیم، با نگاهی نو درباره مستندها، فیلم‌ها و سریال‌ها می‌نویسیم و جدیدترین مطالب مربوط به جبهه فرهنگی انقلاب را دنبال می‌کنیم.
تهران، بلوار کشاورز، خیابان ۱۶ آذر، روبروی خیابان پورسینا، پلاک ۶۰ تلفن: 42795910-021