رد پای تاریخ:صهیونیسم و تحولات جهانی

گفت گوبا مهدی نرم دست لطفی درباره مستند (به نام مسیح)

رد پای تاریخ:صهیونیسم و تحولات جهانی

| دوشنبه 08 تیر 1405 | مدت زمان مطالعه : 4 دقیقه
مهدی نرم‌دست لطفی (م.ن.ل): زمینه‌ها و اجزای شکل‌دهندهٔ این کار، جدا از یکدیگر و از مدت‌ها پیش در حال شکل‌گیری بودند. از یک سو، توسط یکی از اعضای تیم (که خود من هستم) پژوهشی جامع دربارهٔ تاریخ ایران و جهان در دست تدوین بود. از سوی دیگر، پس از ۷ اکتبر، منازعات بین‌المللی حول عملکرد صهیونیست‌ها و آثار وحشتناک جنایاتشان، توجه جدی اعضای گروه را به خود جلب کرد. در نتیجه، وقتی در دانشگاه صدا و سیما بستری برای انجام یک پروژهٔ دانشجویی فراهم شد، مسئلهٔ صهیونیسم را به عنوان محور اصلی انتخاب کردیم.


رسانه راه نوشت (ر.ر): با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. اولین سوال؛ دلیل اصلی شما برای ساخت این مستند چه بود و چه عواملی باعث شکل‌گیری این ایده شد؟

مهدی نرم‌دست لطفی (م.ن.ل): زمینه‌ها و اجزای شکل‌دهندهٔ این کار، جدا از یکدیگر و از مدت‌ها پیش در حال شکل‌گیری بودند. از یک سو، توسط یکی از اعضای تیم (که خود من هستم) پژوهشی جامع دربارهٔ تاریخ ایران و جهان در دست تدوین بود. از سوی دیگر، پس از ۷ اکتبر، منازعات بین‌المللی حول عملکرد صهیونیست‌ها و آثار وحشتناک جنایاتشان، توجه جدی اعضای گروه را به خود جلب کرد. در نتیجه، وقتی در دانشگاه صدا و سیما بستری برای انجام یک پروژهٔ دانشجویی فراهم شد، مسئلهٔ صهیونیسم را به عنوان محور اصلی انتخاب کردیم.

ما یک سرنخ را از کلاف پیچیدهٔ تاریخ بیرون کشیدیم و تا جایی که توانستیم، هر آنچه به ایدهٔ صهیونیسم و عناصر مرتبط با آن بود، سامان دادیم. در این مسیر متوجه شدیم که این افراد و ایده‌هایشان، در بسیاری از تحولات جهانی نقشی فعال داشته و دارند؛ موضوعی که فراتر از نظریه‌های توهم توطئه است و اسناد فراوانی برای آن وجود دارد. به نظر می‌رسد که نمی‌توان میان تاریخ تحولات مهم جهانی و تحولات قوم یهود، جدایی و انفکاک جدی قائل شد.

نکتهٔ مهم دیگر، حدیثی از پیامبر اسلام (ص) است که فرمودند: «به زودی در امت من هر آنچه در بنی‌اسرائیل بوده، رخ خواهد داد، نعل به نعل و تیر به تیر»[1]. لذا شناخت بنی‌اسرائیل، شناخت جامعهٔ مسلمانان و حتی اقدامات آیندهٔ ما خواهد بود. البته وقوع این امر به معنای تثبیت و فراگیری خطاهای آنان در بین مسلمانان نیست، اما مهم است که بدانیم لااقل اقلیتی در هر دوره ممکن است آن خطاها را بازآفرینی کنند؛ پس با دانستن آن می‌توان بهتر ایستادگی کرد و مانع شیوعش شد.

یک مسئلهٔ ذهنی نیز در کار بود: چگونه کسانی که طعم تلخ ظلم و نژادپرستی را نسل به نسل چشیده‌اند، به ظالمان جدیدی تبدیل می‌شوند که همان ظلم‌ها را در حق دیگران تکرار می‌کنند؟ لذا سعی کردیم رد تاریخ یهود را در مقاطع مختلف رصد کنیم و هم‌زمان به این نکته توجه داشته باشیم که اگر در بخشی از عالم، واقعهٔ مهمی رخ می‌دهد، وضعیت کل جهان چگونه است. برای همین، نقشه‌های جغرافیایی و روایت‌هایمان تا حد امکان جزئی نشد تا دید کلی به وضع جهان از دست نرود.

ر.ر: جالب‌ترین اطلاعاتی که در این مستند به دست آوردید، چه بود؟

م.ن.ل:* خیلی موارد بود که اصلاً نشد بیاوریم؛ مثل نقش یهود در تجارت جهانی برده، نقششان در انقلاب صنعتی، فعالیت‌هایشان در انقلاب‌های فرانسه، آمریکا و شوروی، نسبت سوسیالیست‌ها، مارکسیست‌ها، لیبرالیست‌ها و بانکداران یهود و نقش آن‌ها در سرنگونی تزار و پیروزی ژاپن بر روسیه، نقش یهودی‌ها در غارت هند و جنگ‌های جهانی، آزمایشات انسانی صهیونیست‌ها روی کودکان یهودی و...
یک مورد عجیب، نگاه صهیونیست‌ها به مفهوم «اسرائیل» است که آن را به معنای «شکست‌دهندهٔ خدا» می‌دانند. آن‌ها معتقدند یعقوب (ع) اسحاق (ع) را فریب داد و نبوت را دزدید و سپس با فرشتهٔ خدا کشتی گرفت و پیروز شد و این‌گونه خدا به او لقب «اسرائیل» داد و به نسلش برکت بخشید. در واقع، صرفاً نام جدشان را روی کشور نگذاشته‌اند.
نکتهٔ جالب دیگر این است که «یهود»، کل بنی‌اسرائیل نیست و یهودی‌ها در برهه‌ای از تاریخ، صرفاً نام قبیلهٔ یهودا نبودند و شامل قبیلهٔ بنیامین هم می‌شدند که طبقهٔ حاکمان دولت مستقر در اورشلیم بودند. سایر قبایل بنی‌اسرائیل، فارغ از حملات بیرونی، با مشارکت فعال همین گروه، در دوران باستان از بین رفتند و خودشان نیز بعداً منهدم شدند.
ساختار مذهبی امروز جامعهٔ یهود که بر تسلط خاندان داوود (ع) و رهبری سیاسی و دینی توسط حاخام‌ها استوار است، از دورهٔ حضرت عیسی (ع) آغاز شده و آنچه ما «یهودی» می‌دانیم، بقایای یک فرقه هستند که انشعاباتی دارند. گروهی که فارغ از کتب منتسب به پیامبران مثل تورات، استنباط‌های خود را در قالب کتبی مثل تلمود بابل، به عنوان دین اعلام کردند و مقام قضاوت، صدور فتوا و ادارهٔ امور سیاسی را در فرقه محصور ساختند. این‌ها نظام امروز یهودیت را شکل دادند و دین یهود را تحت رهبری مرکزی یک قوم خاص، یعنی خاندان‌های منتسب به داوود (ع)، درآوردند. تا پیش از این، مثلاً خاندان حشمونی اساسا

ً از قبیلهٔ یهودا نبودند ولی سال‌ها حکومت می‌کردند تا اینکه رومی‌ها شکستشان دادند.
در ضمن، همان‌ها که حفظ خلوص نژاد یهود برایشان بسیار مهم است، همیشه یک خط نژادی خالص و بدون آمیختگی نداشته‌اند. برخی از ایشان در عصر مسلمین، به خصوص در دوران بنی‌عباس، اساساً نوادهٔ دختری یزدگرد، پادشاه ساسانی و از فرزندان شاه داوودی به نام «بوستان» بودند. فارغ از این‌ها، شما حتی امروز تفاوت اشکنازی‌ها را با یهودی‌های دیگر کاملاً درک می‌کنید. ما حتی یهودیان سیاه‌پوست هم داریم.
شما می‌بینید که برخی حاخام‌ها اساساً مخالف صهیونیست‌ها هستند و فارغ از اینکه خود را صهیونیست نمی‌دانند، پرچم فلسطین را در خود سرزمین‌های اشغالی فلسطین بالا می‌برند و اعراب فلسطینی را صاحب سرزمین می‌دانند و در مقابل آزار صهیونیست‌ها صبوری می‌کنند. لذا این دیدگاه که همهٔ بنی‌اسرائیل یهودی هستند و همهٔ یهودی‌ها یک جورند، واقعاً غلط است.
در تاریخ مشهود است که مسیحی‌های اولیه به شدت با یهودی‌ها در نبرد بودند، چون یهودی‌ها را مصلوب‌کنندهٔ خدای خود می‌دانستند. در مقابل، یهودی‌ها با بیان تهمت‌هایی مثل زنازادگی حضرت عیسی (ع) در کتاب تلمود، دشمنی آشکاری با خدای مسیحی‌ها داشتند و عیسی (ع) را مایهٔ فرقه‌فرقه شدن قوم می‌دانستند؛ همین الان هم این اعتقادات در بین یهودیان مذهبی رایج است.
صهیونیست‌های برجسته‌ای مثل آبرابانل و نفرات بعدی، تفسیری از مسیحا و منجی ارائه کردند که هم‌زیستی و همکاری اقتصادی، سیاسی، نظامی و امنیتی مسیحیان و یهودیان را هموار ساخت. همکاری کاتولیک‌ها، یهودی‌ها و مغول‌ها در حمله به ممالیک برای فتح اورشلیم، یا اتحاد صلیبی‌ها و اقوام ترک یهودی خزری (که نام دریاچهٔ خزر به آن‌ها مربوط است) با یهودیان اسپانیا و شاهان داوودی بغداد عصر عباسیان، فقط چند نمونهٔ ساده نیست؛ این یک رویه است.
همه‌چیز ایدئولوژیک و باورمندانه نیست، ولی ایدهٔ صهیونیسم توانسته بستری فراهم کند که حتی منکران مسیح، در راستای ظهور مسیحِ موعودِ مد نظر یهودیان صهیونیست، در سطوح رسانه‌ای، گروه‌های عقیدتی، فضای آکادمیک، نظامی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیک به یک طرح راهبردی مشترک برسند که قرن‌ها قابل پیگیری است و همهٔ ذی‌نفعان از آن نفع می‌برند؛ مثل یک چارچوب برای «بازی بی‌نهایت». کسی که دنبال پول است، اعم از جنگ‌سالاران و سرمایه‌گذاران، به ثروت می‌رسد. کسی که دنبال ظهور مسیح و بخشش گناهانش است، راضی می‌شود و آن‌هایی که از دیدن این بازی صرفاً لذت می‌برند، لااقل مانع استمرار آن نمی‌شوند و احیاناً سود می‌برند.
خزرها، پوریتان‌ها، بهائیان و اوانجلیست‌ها، چند نمونه از مجموعه‌های عقیدتی غیریهودی حامی یهودیان و آرمان‌های مسیحاگرایانه‌شان محسوب می‌شوند که در طول تاریخ، به صورت تشکیلاتی با شاهان داوودی یهودی قدیم و جدید مرتبط بوده و هستند و از جان و مال و آبرو برای اهدافشان هزینه کرده‌اند.
مثلاً پوریتان‌ها، فرقه‌ای از مسیحیان هستند که امثال جان میلتون، شاعر بزرگ انگلیسی و بسیاری از نخبگان، جزء آن‌ها بودند و از یهودیان و آرمان‌هایشان حمایت می‌کردند. همین‌ها در انقلاب انگلستان، تشکیل اولین و تنها جمهوری در بریتانیا، تشکیل مشروطه و توسعهٔ ایالات متحدهٔ آمریکا بسیار مؤثر بودند.
حتی یکی از سوسیالیست‌هایی که سکولار محسوب می‌شود، مثل موسی هس، به نظریه‌پرداز برجستهٔ صهیونیسم تبدیل شد و در کنار لیبرال‌هایی چون هرتسل و خاندان روچیلد قرار گرفت.
رأی مثبت کمونیست‌های شوروی به تشکیل دولت یهود در فلسطین، بسیار قابل تأمل است. چرا این گروه که اساساً منکر خدا و ادیان هستند، چنین رأیی دادند؟ کم‌کم متوجه می‌شویم که بخش زیادی از کمونیست‌ها، به خصوص بلشویک‌ها، یهودی‌الاصل بودند؛ از لنین و تروتسکی تا استالین و اکثر شورای اول حزب کمونیست و رئیس چکا و غیره. اگر نگران ظلم اروپایی‌ها به یهودی‌ها بودند، چرا یهودی‌ها را به شوروی نبردند و چرا علیرغم انکار خدا و باورهای ماتریالیستی، با تشکیل اسرائیل موافقت کردند؟
کمونیست‌ها و لیبرالیست‌ها باید به هر نوع حکومتی در فلسطین رأی می‌دادند، الا یک دولت نژادپرست، فاقد قانون اساسی، دارای باورهای مذهبی و تروریست؛ مخصوصاً که قبل از تأسیسش، چندین افسر انگلیسی را طی بمب‌گذاری هتل کینگ دیوید در اورشلیم ترور کرده بودند و عامل بمب‌گذاری، مناخیم بگین، بعدها نخست‌وزیر اسرائیل شد.
وضع امروز در صف‌آرایی میان صهیونیست‌ها، قدرت‌های جهانی و حکام اقلیت مخالفشان، پیش از این هم رقم خورده است. مثلاً حکام مغول در ایران در برهه‌ای، به خصوص تحت تسلط وزیر یهودی‌ای مثل سعدالدوله و خاندانش، از جنوب غرب آسیا، با اسپانیای امروزی (که آن زمان به آراگون و کاستیل تقسیم می‌شد)، واتیکان، انگلستان و حتی فرانسه، تحت نقش‌آفرینی یهودیان اسپانیایی مثل خاندان لاوی و سازمان‌های نظامی صلیبی، به طور هم‌زمان به سمت فلسطین حمله

کردند که توسط فرماندهٔ ممالیک در هر دو جبهه کاملاً شکست خوردند. استمرار نقش فرانسه در سوریه و لبنان و نقش آمریکا و انگلیس در فلسطین، مصر و... و حتی ایران، بازآرایی جدیدی از همان نقش‌هاست.
کشتار و جنایات امروز غزه، قبلاً هم توسط یهودیان رقم خورده است. فقط کافی است به برخوردهای میان یهودی‌ها و پادشاهان اسپانیا (فردیناند و ایزابل) توجه کنید. امثال آبرابانل و سنئور برای جنگ‌ها وام می‌دادند، نیرو فراهم می‌کردند و از غنائم بهره می‌بردند. در این جنگ‌ها، گرسنگی دادن، نقض عهد و برده‌گرفتن از تسلیم‌شدگان طبیعی بود. بعدها هم که برخی یهودی‌ها از اسپانیا اخراج و برخی مسیحی شدند، در قالب فعالیت در دولت اسپانیا و محاکم انکیزیسیون (که در ایران با عنوان «محاکم تفتیش عقاید» معروف شده که ترجمهٔ غلطی است)، فجایع هولناکی را علیه مسلمانان باقی‌مانده که مجبور به تغییر دین شده بودند، رقم زدند. البته انکیزیسیون، دامن یهودی‌ها را هم می‌گرفت، اما به نظر می‌رسد شبکهٔ منفصل از الیگارشی، بیشتر هدف قرار می‌گرفت.
مسلمانان باقی‌مانده، از روی تحقیر، «موریسکو» نامیده شدند. بازرسی دائمی خانه‌ها، شکنجه‌های فجیع، زنده‌زنده سوزاندن انسان در مراسمی با شکوه در حضور مردم و بزرگان کشور به نام «اتودافه»، بیرون کشیدن استخوان متهمین مرده از قبر و سوزاندنشان، کندن پوست انسان‌ها، قطعه‌قطعه کردن بدن و غیره، نمونه‌هایی از این موارد است. اوضاع به حدی سخت بود که یکی از علمای سنی مالکی مذهب، در فتوایی مفصل، حکم به تقیه داد به حدی که اگر مسلمانی مجبور به دشنام به حضرت محمد (ص) می‌شد، گفته بود به «مُمَد» دشنام دهید چون نام شیطان است و آن‌ها محمد را «مُمَد» تلفظ می‌کنند. حتی استفاده از ساز عربی جرم تلقی می‌شد. کودکان و زنان از آزارها در امان نبودند. مردم اگر قیام می‌کردند، به شدت سرکوب می‌شدند و اگر عادی زندگی می‌کردند، تحت شدیدترین نظارت‌ها و آزارها قرار داشتند. آن‌قدر بدبخت بودند که امید داشتند کشتی‌های مسلمانان به سواحل اسپانیا حمله کنند تا بتوانند با آن‌ها فرار کنند. حتی وقتی دستور اخراج اجباری‌شان صادر شد، بسیاری در مسیر، از شدت سختی راه، کشته شدند و بخش زیادی از دارایی‌شان از دست رفت. از شدت فلاکت، برخی مجدداً درخواست ورود به اسپانیا به عنوان برده را دادند.
یک مورد جالب این بود که کریستوف کلمب نه تنها یهودی بود، بلکه خود را شاه داوودی قلمداد می‌کرد. همچنین در سفر اکتشافی‌اش، یهودیان زیادی هم سرمایه‌گذاری‌های کلانی کردند و هم همراهش بودند و این اکتشاف، آغاز جنایت‌های هولناک علیه سرخپوستان بود. در واقع، آغاز سفر کلمب از اسپانیا، دقیقاً مقارن با آغاز آزار مسلمانان اسپانیا بود که با کشف آمریکا، آزار سرخپوستان آمریکا نیز اضافه شد و به غارت گستردهٔ بردگان آفریقایی رسید. این همان دوره‌ای است که اسپانیا و پرتغال، آبراهه‌های جهان را تسخیر کردند و با تقسیم تمام دنیا بین این دو کشور توسط پاپ، اقتصاد جهان را به غرب هدیه دادند. یکی از این مسیرها، تنگهٔ هرمز بود که اقتصاد ایران را قرن‌ها تضعیف کرد.
پدیدهٔ کوچ اجباری فلسطینی‌ها، همچنین وقایع فاجعه‌بار غزه، لبنان، یمن و ایران، اولین بار نیست که به بهانهٔ تشکیل دولت یهود و ظهور مسیح اتفاق می‌افتد و عجیب است که ما مسلمان‌ها درس نمی‌گیریم و انگار حافظهٔ تاریخیمان پاک شده و مجدداً در همان دام‌ها اسیر می‌شویم.
واقعاً عجیب است که دشنام‌دهنده به حضرت عیسی (ع) با کسی که عیسی (ع) را خدا می‌داند، جان و مال خود را می‌دهند و وسط می‌گذارند تا انسان‌ها را، به خصوص مسلمین را از هر فرقه‌ای، نابود کنند، اما ما شیعیان با هم یا مسلمانان با هم، هنوز درگیر دعواهای فرقه‌ای و انتخاباتی هستیم. این‌جاست که سخن امام علی (ع) که فرمودند: «شما در حق خود متفرقید و آن‌ها در باطل خود متحدند»، کاملاً درک می‌شود. البته بعثت مردم ایران و پایمردی جبههٔ مقاومت و قیام مردم جهان علیه صهیونیسم و نسل‌کشی غزه، امیدها را زنده کرده، اما همچنان گروه‌های قدرتمند سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی‌ای به خصوص در قالب دولت‌ها هستند که صهیونیسم را ساده می‌بینند و وحدت اسلامی و ملی را تاکتیکی فرض می‌کنند. به هر حال، موارد زیادی هست که امیدواریم دیده شود.
*ر.ر: سخت‌ترین قسمت کارتان کجا بود؟

م.ن.ل: بزرگترین چالش ما، گزینش وقایع بود و نگارش متن روایی‌ای که به وقایع امروز مرتبط باشد. بعد از آن، مشکلات سیستم تدوین فیلم.

ر.ر: این مستند از زمان ایده تا ساخت کامل، چقدر زمان برد؟

م.ن.ل: از سال ۱۴۰۲ تا اردیبهشت ۱۴۰۵.

ر.ر: این مستند در کجاها اکران شده است؟

م.ن.ل: در شبکهٔ رویا (دانشگاه صدا و سیما)، یک نسخهٔ متفاوت و سریالی پخش شده و نسخهٔ اخیر، در سایت عماریار قرار دارد.

ر.ر: برنامه‌ای برای ساخت چنین مستندهایی دوباره دارید؟

م.ن.ل:* قطعاً. امیدواریم به یاری خدا ب

ا جذب سرمایه، این امکان فراهم شود تا بتوانیم با تمرکز بیشتری مستند بسازیم. متأسفانه یکی از دلایل مهم طولانی شدن امور، نداشتن امکانات و هزینهٔ کافی بود.
*ر.ر: به نظر خودتان، بهترین سکانس مستند، کدام بخش است؟

م.ن.ل: سکانس انتهایی که به این سوال می‌پردازد که چرا نمی‌توان در فلسطین، حکومتی مثل لبنان تشکیل داد، یا چرا مشکلات فلسطین مثل وضعیت افغانستان که به صلح طالبان و آمریکا منتهی شد، خاتمه نمی‌یابد و باید با این سطح از جنایات استمرار داشته باشد؟

ر.ر: آیا نهاد یا سازمان خاصی با شما همکاری کرده است؟

م.ن.ل: دانشگاه صدا و سیما.

---

پانویس:*[1] جامع الاحادیث، حدیث نبوی: «سَيَكُونُ فِي أُمَّتِي كُلُّ مَا كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ حَتَّى لَوْ أَنَّ أَحَدَهُمْ دَخَلَ جُحْرَ ضَبٍّ لَدَخَلْتُمُوهُ» (به زودی در امت من هر آنچه در بنی‌اسرائیل بوده، نعل به نعل و تیر به تیر رخ خواهد داد، تا جایی که اگر یکی از آنان به سوراخ سوسماری درآید، شما نیز به دنبالش درخواهید آمد).

 

نظر مخاطب
راه نوشت راهی برای عبور از سینمای سانسور. اینجا محصولات عماریار را تحلیل می‌کنیم، با نگاهی نو درباره مستندها، فیلم‌ها و سریال‌ها می‌نویسیم و جدیدترین مطالب مربوط به جبهه فرهنگی انقلاب را دنبال می‌کنیم.
تهران، بلوار کشاورز، خیابان ۱۶ آذر، روبروی خیابان پورسینا، پلاک ۶۰ تلفن: 42795910-021